محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
191
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
به اشبيليه برد و در آنجا به بند كشيد . ابن رشيق پس از اندكزمانى از زندان بگريخت و به مرسيه بازگشت و در آنجا ببود تا بمرد . مرابطون در ماه شوال سال 484 ه / اكتبر سال 1091 م بر مرسيه غلبه يافتند و در همان سال بيشتر نواحى آن را تصرف كردند . « 15 » ابن الخطيب روايت ديگرى مىآورد كه ابن رشيق به ميل خود از سر حكومت مرسيه گذشت و هنگامى كه امير المسلمين براى بار دوم به اندلس آمد مرسيه را تسليم او كرد ، و اين دلالت بر آن دارد كه ابن رشيق عهدهدار حكومت آن بوده است . ابن عايشه سردار سپاه ، نخستين حاكم مرابطون بر مرسيه بود . « 16 » مرسيه از آن پس پايگاه لشكر مرابطون شد براى مقاومت در برابر تجاوزات السيد الكمبيادور و بازپس گرفتن بلنسيه از تصرف او ، چنان كه در جاى خود آورديم . اما ابن طاهر صاحب پيشين مرسيه ، پس از فرار چندى در بلنسيه در كنف حمايت وزير ابو بكر بن عبد العزيز و سپس در پرتو حمايت پسرش ابو عمر و عثمان درنگ كرد . چون القادر بن ذو النون بر شهر مستولى شد به او تقرب جست و همچنان در عين اكرام و آرامش به زندگى خود ادامه داد . آنگاه قاضى ابن جحاف بشوريد و القادر را به قتل رسانيد و زمام حكومت بهدست گرفت . ابن طاهر از طرفداران اين انقلاب نبود . خصوصا بر ابن جحاف خرده مىگرفت كه خون القادر را ريخته است و او را در اين باب ابياتى است كه مىگويد : ايها الاحنف مهلا * فلقد جئت عويصا اذ قتلت الملك يحيى * و تقمصت القميصا رب يوم فيه تخزى * لم تجد عنه محيصا
--> ( 15 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ( چاپ اوبساله ، 1843 ) ، ص 101 . همچنين : . 331 231 . p , III . V , . tsiH : yzoD . 041 631 . p , anamlusuM aicruM : orimeR y rapsaG . M ( 16 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 160 .